| به فضای شعر امروزِ ایران خوشبینم | شعرابزار است، مانند مته و دار. باید بتوان به یاری آن جنگید و دشمنان را بدان آویخت و یا دست کم چون اهرمی صخرهها از پیش پای خلق کنار زد. شاعر چون شاخهای از جنگل مردم زمانه خود، سراینده درد و امید […]
حامد داراب
| کیارستمی فیلمسازِ پساتجددگرا | نوشتارِ کوتاهِ پیشِ رو، چهارماه قبل از مرگ کیارستمی در روزنامهی آرمان منتشر شده است. به یاد دارم در یکی سخنرانی باعنوان «شاعرانهگی در سینمای کیارستمی» (خانه هنرمندان. بهمن ۱۳۹۴) اشارتی به پستمدرن بودهگی روایت در آثارِ او کرده بودم و از پسِ آن درخواست […]
| نوشتارِ حامد داراب در زادروز احمدرضا احمدی | «وقتی شعرمان را بیاعتنا به شرایط مردم، به آنها بدهیم، مردم هم بیاعتنا میپذیرند. با احتیاط و با تدریج، به مردم باید نزدیکی گرفت، چون ما برای مردم میآفرینیم» اینها گوشههایی از نامهی نیما یوشیج به احمد شاملو، در سال 1332 […]
| یادداشت حامد داراب دربارهی محمد علی سپانلو در روز درگذشتش | شعر پس از نیما نیما یوشیج با نوشتن «افسانه» در سال 1330 در واقع بیانیه نوعی از شعر را صادر میکند که قبل از آن چندان سابقه نداشته است، شعری که البته تا 1332 مورد استقبال قرار نمیگیرد. […]
| نوشتارِ حامد داراب در 15 سالگی درگذشت شاهرخِ مسکوب | در تاریخِ فکر و اندیشهی ما، هرگز کسی مانند شاهرخ مسکوب (که یکی از روشنفکرانِ مهمِ معاصرِ ایران است بهگمانم) در «سوگ سیاوش» آن اسطورهی پاک و مغموم ننشسته است، شاهرخِ تنها، او که روزگاری به جبر، احاطه شد […]