درباره «عصیان» اثر ژوزف روت

نخستین اثری که از روت خواندم «ایوب» بود، ترجمه‌ی محمد اشعری که نشرِ ثالث در سالِ هشتاد درآورد. داستان ِ یک یهودی عادی خدا هراس که در مهاجرت از روسیه‌ی تزاری به نیویورک، ایمانش را از دست می‌دهد

در میانِ آثار متقدمِ روت، «عصیان» که در ۱۹۲۴ نوشته شده از همه چشم‌گیر‌تر است، راوی فضای بعدِ جنگِ اول با مضمونی کاملن سیاسی – اجتماعی. ضدِ قدرت و دولت

روت رمان‌نویس و روزنامه‌نگار بوده، از همان نسلِ نویسنده‌گانِ جنگ، نسلِ اعجاب‌انگیزِ نویسنده‌گان اتریشی-آلمانی، او اما به‌گمانم‌ یک دوره از اعجابِ آن نسل عقب ماند، لابد به فراموشی سپرده شدنش برای مدتی به همین خاطر بود، او تنهایی زمختی را تجربه کرد در آن مدت، که حاصل‌اش سرخوردگی و نتیجه‌ی آن بعدها، تولیدِ آثاری چشم‌گیر شد، دورانی که مفاهیمِ اجتماعیِ کارِ روت به فنون نویسنده‌گی‌اش می‌چربد. یهودیت در اغلبِ آثارِ روت پررنگ‌‌اند، او یک یهودی لیبرال است، هیتلر آن زمان که صدراعظمِ رایش شد، روت، آلمان را ترک کرد به پاریس رفت و مقاله‌های مهم‌اش را نوشت و در این دوران هرچه بیشتر به اصلِ خود بازگشت. رمانِ «سقوط» او حاصل همان دوران است

در میانِ آثار متقدمِ روت، «عصیان» که در ۱۹۲۴ نوشته شده از همه چشم‌گیر‌تر است، راوی فضای بعدِ جنگِ اول با مضمونی کاملن سیاسی – اجتماعی. ضدِ قدرت و دولت. عصیان قصه‌ی آندریان پوم است، عاشقِ زنی مهربان با بالاتنه‌ی درشت، جانبازِ جنگی پا از دست داده، دلبسته‌ی حکومت و شادمان از مجوزی که دولت به او برای تردد و پخش موسیقی در همه‌ی خیابان‌ها داده، آدمِ احمقِ تمام‌عیاری که حکومت را می‌پرستد، جنگ را موهبت می‌داند و به جانبازان‌ِ مخالف، لقبِ کافر می‌دهد. پوم حتا پیچِ کوکِ جعبه‌ی موسیقی را جوری تند می‌چرخاند تا همه‌ی هشت آهنگی که دارد مانند مارش پخش شوند؛ بی‌خبر از اینکه روزی دولتی که به او مدالِ افتخار و مجوز داد، برای‌اش جنگید و مدالِ شجاعت گرفت؛ به‌خاطرِ یک بورژوا پشتش را خالی می‌کند و به زندان می‌اندازدتش

پوم، در زندان به یکی ناهنجاری و عصیان علیه قدرت بدل می‌شود، یک چپ‌گرای عصبانی، یک فاشیستِ آموزنده. به گمانم آندریاس پوم، همان «ایوان» است در «برادران کارامازوف» نیروی محرکِ عصیان علیه خدا، و اینجا حکومت، گویی بازوی بروکراتیکِ خداست. عصیان، پرتره‌ای از جامعه‌ی پراکنده جنگِ اول است که روت بسیار عالی آن را نوشته، با بینشِ روانشناختی و خلاقیت در ایجاد صحنه‌هایی برای انتقال دقیق حسِ سرکوب‌شده‌گی به خواننده

قهرمانِ روت، هم او که در جست‌وجوی امنیت پدرانه‌ی حکومت است، قربانی حکومت می‌شود، قصه‌ی آشنای ما جهان‌های سوم، که روت آن را در دهه‌ی بیست میلادی نوشته، کتاب احساسِ زنده بودن است بدون هیچ اقتداری برای زنده‌گی

حامد داراب
۱۹ تیر ۱۳۹۹

نوشتار کوتاه اینستارامی