درباره کتاب «چین چگونه سرمایه داری شد؟»

قصه‌ی چین پس از مااو(مائو) و چگونگی تبدیل شدنش به یک ابرقدرت سرمایه‌داری؛ کتاب تازه‌ای‌ست که با تاخیر خوانده‌ام. اثری که نویسندگانش هر دو از چهره‌های برجسته‌ی اقتصاد در جهان هستند. مثلن کوز، برنده‌ی نوبل اقتصاد است. کتابی که فکر می‌کنم همه‌ی آنها که می‌پرسند چین چطور دومین قدرت اقتصادی جهان شد؟ باید بخوانندش

چین در حالی که می‌خواست سوسیالیسم را مدرن کند، سرمایه‌دار شد. حتا به قیمت آب‌یاری ایدیولوژی‌ خشک و بنیادگرایانه‌ای که سال‌ها تلاش کرده بود بسازد‌ش

سالِ نشر این کتاب، مهم می‌نمایاند، سالِ دوهزار و دوازده؛ یعنی پس از دو بحرانِ بزرگ برای آمریکا سال‌ها بعدِ جنگِ ویتنام، یکی حملات تروریستی یازده سپتامبر، و دوم به عضویت درآمدن چین در سازمان تجارت جهانی؛ عواملی که ریشه‌های تفاهم و سپس تورمِ بزرگ و کمرشکنِ سال‌های دوهزار‌ و هفت و هشت تا امروز بوده‌اند، برای آمریکا

انقلاب سرخِ پیروزمندانه‌ی مااو، پس از جنگ جهانی دوم، سپس «جهش بزرگ رو به جلو» که من را پیوسته به یاد «به‌سوی تمدن بزرگ» پادشاه فقید دوم می‌انداخت و راه دشواری که پروژه‌ی بزرگ کمونیسم چین تا زمان مرگ مااو طی نمود، آغاز کتاب را تشکیل داده است، گزارشی‌ از بنیادافکنی طرحی بلند، که با‌همه‌ی کاستی‌ها و استبدادِ درون ساختاری،
راه تازه را به چینی‌ها نمایاند و‌منجر به اصلاحات بزرگ شیااوپینگ شد از پس مرگ رهبر بزرگ، و نتیجه‌اش، راه افتادنِ چرخه‌ی اقتصاد؛ آنچه تا امروز دیگر کسی نتوانست جلودارش باشد

چین در حالی که می‌خواست سوسیالیسم را مدرن کند، سرمایه‌دار شد. حتا به قیمت آب‌یاری ایدیولوژی‌ خشک و بنیادگرایانه‌ای که سال‌ها تلاش کرده بود بسازد‌ش و مردم را فرمان‌برش کند. چنانکه دنگ شیااوپینگ رهبر اصلاحات بزرگ، در کتاب می‌گوید: «سیاه یا سفید بودن گربه مهم نیست، به شرطی که موش را بگیرد»

راه حل‌هایی مبتنی بر بازار، کلید موفقیت کشوری‌ست که تجربه‌ی دخالت‌های دولت را مسدود می‌کند. از پی این سیاست، مردمی که چین را سرمایه‌دار می‌کنند، حاشیه‌نشین‌ها هستند، خط مقدم اقتصاد چین، شهریِ فقیر نشین است. «انقلاب حاشیه‌ای» تغییر فرهنگی و نهادی بوده است در ساختاری سوسیال، که با آنکه می‌داند بورس اوراق‌بهادار، یعنی عدم وجود سوسیالیسم، اما بعزار سهام را تاسیس می‌کند، چرا که فهمیده‌است بدون بازار سهام مالکیت خصوصی معنا پیدا نخواهد کرد

کتاب همچنین بحثی است در خصوص اینکه آیا سرمایه‌داری و دموکراسی با هم سازگار هستند؟ اگر چه پاسخی مشخص به آن نمی‌دهد

سرمایه داری با ویژگی‌های چینی بسیار شبیه ترافیک در شهرهای چین است‌، پر از هرج و مرج و مرعوب کننده. با این وجود جاده‌های چین بیش از سایر کشورها کالا تحویل می‌دهند و مسافران بیشتری را جابجا می‌کنند

حامد داراب
۱۳ خرداد ۱۴۰۰

نوشتارکوتاه اینستاگرامی