درباره کتاب «مردم در سیاست ایران»

پیش‌تر نزدیک به دو یادداشت درباره‌ی این کتابِ مهم نوشته‌ام. اثری که مطالعه‌ی آن در شرایطِ کنونی کشور، به جد ملزم می‌نمایاند. نقشِ چهره‌ی توده در سیاستِ ایران، که در این کتاب به واسطه‌ی تلاشِ موفقِ یرواند آبراهامیان پرده از تهی بودنش افتاده است. درست همچون اتفاقِ این روزها؛ که حالا تشتِ بسیاری از نزدیکان و دوستانِ هموطن را از بام آن‌ها انداخته، رازِ همان بامِ دو هوایشان را به دیگران شناسانده است. آنچه به‌گمانم مواجهه‌ی تازه‌ای از مردم در برابرِ مردم را رقم زد و جبهه‌ای نو را نمایاند که فریب جعلِ یکی قهرمان‌سازی را خورده و تلاشِ شکست خورده‌ای می‌کند تا به واسطه‌ی تیاترِ همبستگیِ بی‌قدرتانِ جامعه در کفِ خیابان، برای قدرت، مشروعیت بخرد و نقشِ عمده و پر فروغ، برای یک چهره بسازد، او را قهرمان ملی جا بزند

مردمِ ایران به استنادِ آمارِ دقیقی که کتابِ آبراهامیان ارایه داده، از روشنفکر تا توده، از همان دهه‌ی سی همواره فریبِِ این بازیِ بزرگ و این نان‌فیکشنِ تکراریِ مجعول که هر بار به شکلی چهره‌ بزک کرده را خورده‌اند. به عبارتی بهتر حضورشان از این رو تهیِ بوده که نه برای تاثیر در سیاست در یک گستره‌ی ملی، که بیشتر برای دستگاهِ قدرت‌های مستقر مفید افتاده‌اند و تنها شاید شکلِ اعمالِ قدرت را تغییر داده‌اند؛ این چهره‌ی مغمومِ تاریخِ ماست در برابر چشمان‌مان، آنچه بوی تعفنش بر مشاممان تند می‌آید، واقعیتی که نباید خاکِ غفلت بر مردمک‌هایش ریخت، باید پذیرفتش تا درباره‌ی آن اندیشید و‌ آگاهی رساند

در این دو روز، عزاداری بسیاری از افراد که حتا زمانی که «هزار و پانصد» نفر در آبان کشته شدند، جرات نداشتند صفحاتِ اینستاگرام و خبری‌شان را چک کنند و می‌پرسیدند «مگر خبری شده؟» برایم نه حیرت‌انگیز که عادی نمایاند، چه آنکه گویی تجسمِ تکرار تاریخ بود. با این تفاوت که گمان کنم، تا پیش از این، آدم‌های نوفکر یا دست‌کم متجدد همراه با آدم‌های قدرت، هیچ‌گاه چنین کاتالیزورِ تاریخ نبوده‌اند

اکنون اصالت و آگاهی به کناری افتاده و عده‌ای تلاش می‌کنند تا با مدلِ تاکتیکی منسوخ شده‌ای به سیاست و جنگ‌ افروزی چهره‌ای روحانی بخشند؛ و همان تاکتیکِ منسوخ، هنوز پاسخ می‌دهد، این نمایشِ خون تمام می‌شود اما مردمی هستند که برای هر دو هوای بامشان نقش‌های دیگر ایفا کنند. پس این مارپیچ خشونت و تعارض‌ِ اندیشه‌های مونتاژی ادامه دارد. از این رو مطالعه چنین کتبی را آگاهی ‌ساز می‌دانم. به باورم می‌توان این آسیب‌ اجتماعی را به شکلی نقطه‌زن شناخت و بدل به آگاهی‌اش کرد.

حامد داراب
5 ژانویه 2020

نوشتار کوتاه اینستاگرامی